تبليغاتX
Loud Silence
آقایان فراموش کرده اید

2009/9/23

این روزها دوباره اخبار تازه میشنویم، از اینکه آقای هاشمی گفته که رهبرمان گل است و بلبل است و فلان و بهمان.

از اون طرف هم که قالیباف حرکت مردمی روز قدس را محکوم کرده.

آقایان، احساسی دارم که بهم میگه یادتون رفته کی هستین، کجا هستین، یادتون رفته که این مردم بودن که پشتتون رو داشتن که به اینجا رسیدین.

احساس میکنم یادتون رفته که این مردم هستن که میمونن، با مردم بودن باعث میشه بمونین.

مخصوصا الآن که جبهه ای رو گرفتین که هیچ ثباتی نداره

» نوشته شده در ساعت 23:44 توسط علی
» لینک |


هویت

2009/9/1

گاهی احساس بی iهویتی میکنم. دقیقا هم نمیدونم چرا.

بیشتر اوقات وقتی بقیه از بچگیهاشون یا نوجوونیشون تعریف میکنن. وقتی میگن که مثلا فلان مجله رو میخوندن و یا فلان کارها رو میکردن و اینا برای همه شون یه تجربه مشترکه فقط با روایت های مختلف و اینکه من هیچ وقت هیچ شباهتی با اینا نداشته دوران کودکی و نوجوونیم.

من هیچ کیهان بچه ها نخوندم.حتی یک داستان از قصه های خوب برای بچه های خوب رو خودم نخوندم. چهل چراغ رو هیچ وقت با اشتیاق نخریدم. ابی رو با اشتیاق گوش نکردم. یکبار از مدرسه در نرفتم.

هرچی هم که فکر میکنم نمیبینم که بجای اینکارها چیکار میکردم

اینجوری میشه که فکر میکنم من بی هویتم. هویتم مثل بقیه شکل نگرفته.

گاهی هم احساس میکنم که هابی ندارم؛ یعنی چیزی ندارم که همیشه باهاش بتونم به حالت خوبی برسم. کاری ندارم که همیشه بتونم با انجام دادنش آروم بشم و البته بتونم همیشه انجامش بدم.

مدتهاست که ی پیاده روی شبانه نداشتم که بهم آرامش بده. مدتهاست که یه پیاده روی شبانه نداشتم. آخریش با داداشم بود، خیلی هم خوب بود.

پ.ن: دل تنگم

» نوشته شده در ساعت 22:18 توسط علی
» لینک |


اینجا، شیش ساله شد

2009/8/22

روزگار همچین جالبی نیست. روزگاری سیاسی جالبی نیست، بعد روی همه چیز تاثیر گذاشته. حتی روی روحیه مردم.

البته همه چیز درست. به این باور دارم.

حرف من البته الآن این نیست. دل برای نوشتن یه ذره شده. ولی نوشتن برام سخت شده. سعی میکن بیتشر بنویسم. ژورنال تر باشم بقولی.  سعی میکنم ولی خیلی سخته

بهرحال، میخواستم بگم اول شهریور 82 اینجا ساخته شد. شیش سال گذشت

» نوشته شده در ساعت 23:16 توسط علی
» لینک |


گالیله

2009/8/2

جریان سر همون آیات روشن هست که خدا میگه. آیاتی روشن برایتان میفرستیم باشد که پند گیرید.

ولی خب، شما دلتون نمیخواد پند گیرید. دلتون هم نخواسته که پند گیرید. میخواستید پند گیرید نزدیک 50 روز وقت داشتید که پنید گیرید و نگرفتید.

باز هم جریان سر همون پرده ای است که برابر چشمانتان کشیده میشود تا برای همیشه در ظلمات بمانید که خدا میگه.

آیات روشن داریم، قیافه ی ابطحی که هیچ، سابقه ی چندین ساله ی ابطحی و نبوی و غیره و ذلک که در این جریانات اعتراف کردند و سابقه ی چندین ساله ی این اعترافات نمایشی و سابقه ی درخشان تر محاکمه کنندگان به خصوص کفش آقای مرتضوی و غیره. همه ی اینها آیه، باز هم نمیبنی.

دوباره جریان سر همون تفاوت بین کسی که خوابه هست و کسی که خودشو به خواب زده. دومی رو نمیشه بیدار کرد.

پ.ن: یه آدم دیوونه ای یبار یه سنگی انداخت تو یه چاهی، صد تا عاقل جمع شدن نتونستن درش بیارن. حالا داره چاه رو عمیق تر میکنه. حالا دیگه خدا آخر و عاقبتش رو رحم کنه

پ.ن: فردا هم که حکم نفوذ داده میشه. یعنی بخش اسلامیه رسمی رو میخوان درست کنن.

پ.ن: خدایا اون بالا داری نگاه میکنی. کاش میدونستم نقشه ت چیه.

پ.ن: گالیله هم همینجوری اعتراف کرد که ابطحی و بقیه دیروز اعتراف کردن.

» نوشته شده در ساعت 23:55 توسط علی
» لینک |


سال 88 به همه مبارک

2009/3/16

کمتر از ۷۸ ساعت از کل ۸۷۸۴ ساعت به آخر سال مونده.

دیروز نمیدونم چرا اونجوری بود٬ چیزهایی از بچگیم داشتم به یاد میآوردم که تا اون موقع یادم نیومده بود٬ چقدر زود گذشت٬ چقدر اون سالها٬ چقدر این سالها٬ چقدر امسال.

بهرحال توی کمتر از ۸۰ ساعت آینده سال تحویل میشه و سال ۸۸ که سال گاو هست میاد.

سال همگی خوش باشه٬ ششمین عیدی هست که تبریک میگم٬ خوش باشید٬ سالم باشید٬ سرزنده باشید.

پ.ن: خدایا٬ یا مقلب القلوب و الابصار. خدایا٬ یا مدبرالیل و النهار. خدایا٬ یا محول الحول و الاحوال. بهترین برنامه تُ برای همه مون اجرا کن٬ حول حالنا الی احسن الحال.

» نوشته شده در ساعت 20:30 توسط علی
» لینک |


2009/2/14

من همچنان زنده ام٬ کمی نمیتونم بنویسم٬ همین

» نوشته شده در ساعت 20:20 توسط علی
» لینک